خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نشست کتابخوان در کتابخانه کردکوی برگزار شد

     
     
     نیمه پنهان(فریب)

    نویسنده: مهناز رئوفی

    ناشر: کیهان

    ارایه کننده:  محبوبه بیگم حسینی 
    معرفی کتاب:
     
    حسینی درمعرفی کتاب گفت: نویسنده کتاب حاضر «مهناز رئوفی» که علاوه بر کتاب پرمخاطب «سایه شوم»، ‏کتاب‌های «چرا مسلمان شدم»، «نامه‌ای به برادرم» و رمان «مسلخ عشق» را در ‏نقد آموزه‌های سرکردگان فرقه ضاله بهائیت و افشای مسائل پشت پرده محافل ‏بهایی و روابط آنها با بیگانگان، به ویژه رژیم اشغالگر قدس به رشته تحریر درآورده ‏است، در این اثر به ابعاد دیگری از اسرار درونی محافل بهاییان در قالب جذاب ‏داستانی پرداخته است،
    ‏ مهناز رئوفی به عنوان یک بهایی نجات یافته پس از کتاب «سایه شوم» از مجموعه کتاب ‏های نیمه پنهان جلد 26 که با استقبال خیره کننده مخاطبان روبرو شد، در این اثر با ‏شیوه ای هنرمندانه داستان واقعی زن جوانی را روایت می کند که بر اثر ‏غفلت و نبود شناخت ناآگاهانه با افراد تشکیلات مافیایی بهائیت به حشر و نشر می ‏پردازد، به گونه‌ای که در طی مدتی کوتاه خود و خانواده‌اش جملگی در دام این فرقه اسیر می شوند و زندگی‌شان با اتفاقاتی ناگوار همراه می شود. ‏
    نویسنده در این کتاب، هنرمندانه به روشن کردن ماهیت واقعی فرقه بهائیت و ‏تشکیلات مافیایی آن پرداخته و ضمن روایت این داستان واقعی به شیوه‌های ‏فریبکارانه این شیادان اشاره می ورزد به طوری که خواننده را آنچنان با قصه خود ‏همراه می سازد که از خود می پرسد، این اتفاق چگونه حادث شد. ‏‏ آلودگی و پلیدی غیرقابل تصور سران این فرقه از موضوعات مهمی است که به خوبی ‏مورد دقت نظر و توجه نویسنده قرار گرفته است، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در بهائیت، ‏ فساد ‏مالی، اخلاقی، بی بند و باری اعضای تشکیلات بهایی و...از جمله مواردی ‏است که نویسنده در روایت ماجرا به یکایک آنها اشاره می کند تا در نهایت خواننده ‏دریابد که ترفند‌های مبلغان بهایی برای جلب و جذب جوانان بویژه آنها که از فقر و ‏بیکاری رنج می برند، سرابی بیش نیست، سرابی که رهاوردی به جز هلاکت ندارد. 
     
     
     

    نام کتاب: قصه های شیرین تذکره الاولیا

    نویسنده: افشین اعلا

    ناشر: پیدایش

    ارایه کننده: خانم زهرا مقدم 
     
    معرفی کتاب:
     
    مقدم به معرفی کتاب تذکره الاولیا عطارپرداخت.وی گفت کتاب عطار مجموعه‌ای از سرگذشت‌ها، کرامت‌ها، اندیشه‌ها و سخنان عارفان بزرگ و اولیای برگزیده الهی است .نوشتار حاضر، بازنویسی قسمتی از کتاب یاد شده است که نگارنده آن را برای نوجوانان فراهم آورده است.متن حاضر شرح حال و زندگی ((رابعه))، ((مالک دینار))، ((اویس قرنی))، ((فضیل عیاض))، ((ابراهیم ادهم))، ((با یزید بسطامی)) و ((حسن بصری)) اختصاص دارد.
     
     

    نام کتاب: گزیده اخلاق ناصری

    نویسنده: خواجه نصیر الدین طوسی

    ناشر: قدیانی
     
    ارایه کننده : ربابه سادات آل عقیل
     
    معرفی کتاب:

    شخص باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند و هر که حکایتی یا روایتیکند و او بر آن واقف باشد ، وقوف ( آگاهی ) خود بر آن اظهار نکند تا آن کس آن سخنبه اتمام رساند و چیزی را که از غیر او پرسند ، جواب نگوید. و اگر سوال از جماعتیکنند که او داخل آن جماعت بود ، بر ایشان سبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشغول شودو او بر بهتر جوابی از آن قادر بود ، صبر کند تا آن سخن تمام شود ، پس جواب خودبگوید بر وجهی که در متقدم ، طعن نکند.

       در محاوراتی که به حضور او میاندو کس رود خوض (دقت) ننماید و اگر از او پوشیده دارند ، استراق سمع نکند و تا او رابا خود در آن مشارکت ندهند ، مداخلت نکند.

       و با مهتران ، سخن به کنایتنگوید و آواز نه بلند دارد و نه آهسته ، بلکه اعتدال نگاه دارد و اگر در سخن اومعنی غامض (دشوار) افتد در بیان آن به مثالهای واضح جهد (تلاش) کند ، والا شرطایجاز ( خلاصه گویی ) نگاه دارد . و الفاظ غریب و کنایات نامستعمل به کار ندارد. وسخن ، مکرر نکند مگر که بدان محتاج شود و فحش و شتم ( دشنام ) بر لفظنگیرد.

        در هر مجلسی ، سخن مناسب آن مجلس گوید و در اثنای سخن به دست وچشم و ابرو اشارت نکند ، مگر حدیثی که اقتضای اشارتی لطیف کند ، آن گاه آن را بروجهپسندیده ادا نماید.

        و از مخاطبه عوام ، کودکان ، دیوانگان و مستان تاتواند احتراز کند. و سخن باریک ( دقیق ) با کسی که فهم نکند ، نگوید.

        وحرکات ، اقوال و افعال هیچ کس را به قبح ، محاکات (تقلید) نکند و سخنهای موحش نگویدو از غیبت ، نمامی ، بهتان و دروغ گفتن ، تجنب ( دوری) کند ، چنان که به هیچ حال برآن اقدام ننماید. و با اهل آن مداخلت نکند و استماع آن را کاره ( ناپسند) پندارد. وباید که شنیدن او از گفتن بیشتر بود. ازحکیمی پرسیدند که چرا استماع تو از نطق توزیادت است؟ گفت: زیرا که مرا دو گوش داده اند و یک زبان ، یعنی دو چندان که می گوییمی شنو.

    کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی چیزی که نپرسند ، تو از پیشمگوی

    دادند دو گوش و یک زبانت زآغاز یعنی که دو بشنو و یکی بیشمگوی

     
     

    این مطلب تا کنون 41 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کتاب ,نکند ,نویسنده ,فرقه ,معرفی ,کننده ,معرفی کتاب ,ارایه کننده ,نگاه دارد ,مداخلت نکند ,داستان واقعی ,
    نشست کتابخوان در کتابخانه کردکوی برگزار شد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر